سیاست ایران در آمریکای لاتین پس از برجام فرصت های احیای نفوذ در محیطی بی ثبات

سیاست ایران در آمریکای لاتین پس از برجام فرصت های احیای نفوذ در محیطی بی ثبات

تقویت روابط با کشورهای آمریکای لاتین بعد از انقلاب به عنوان یکی از جهت گیری های مهم سیاست خارجی ایران در راستای جنگ سرد طولانی مدت بین ایران و آمریکا دنبال شده است. در واقع تحکیم روابط بین ایران و کشورهای آمریکای لاتین از منظور چرخش ایران به سوی کشورهای آمریکای لاتین در بحران پرونده هسته ای و تحریم های اقتصادی آمریکا علیه ایران و انزوای این کشور قابل تفسیر است. سرانجام آمریکا و ایران بعد از تنش و کشمکش طولانی درباره پرونده هسته ای در ماه ژوئیه ۲۰۱۵ میلادی (تیر ۱۳۹۴ خورشیدی)‌ به یک تفاهم نسبی در خصوص برنامه اتمی رسیدند. به دنبال آن، ايران و گروه پنج بعلاوه یک در مورد برچیده شدن تحریم های بین المللی در مقابل محدود کردن و کنترل برنامه هسته ای توسط ایران توافق کردند. به موازات این تحولات، کشورهای حوزه آمریکای لاتین دستخوش تحولاتی شدند که تاثیر منفی بر روی روابط دو جانبه گذاشت.
روابط ایران و آمریکا بعد از رسیدن دونالد ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا در ژانویه ۲۰۱۷ میلادی (دی ۱۳۹۵ خورشیدی) دوباره رو به تیرگی گذاشت. به همین دلیل ایران دوباره به فکر احیای نفوذ و افزایش تاثیر در حوزه آمریکای لاتین افتاد. دوم اوت (۱۱ مرداد ۱۳۹۶ خورشیدی) قانون «مقابله با دشمنان آمریکا از طریق تحریم» به امضای ترامپ رسید. این قانون اقدامات عملی علیه برنامه هسته ای و سپاه و ارگان های وابسته به آن در نظر می گیرد. مجلس سنای آمریکا پیشتر به این تحریم ها رای داده بود. ایران در واکنش به این تحریم ها گفت «این حرکت نقض برجام است و بی پاسخ نخواهد ماند».[1]
حسن روحانی رئیس جمهور ایران در جلسه رای اعتماد مجلس به وزیران پیشنهادی در اوت ۲۰۱۷ میلادی (مرداد ۱۳۹۶ خورشیدی) گفت دولت ایران راهی به جز دفاع از برجام و ایستادگی در برابر دشمنان ندارد. مقصود روحانی آمریکا بود. روحانی افزود توسعه اقتصادی و مقابله با خطر بیکاری در شرایط انزوا امکان پذیر نیست. این اظهارات بیانگر این است که ایران بیش از هر زمان دیگر به غلبه بر انزوا و تحریم های اقتصادی تازه آمریکا و اجرای اصل دوست یابی نیاز دارد، به ویژه اگر این کشورهای دوست آمریکای لاتین در منطقه ای نزدیک به آمریکا باشند. نزدیکی روابط ایران با کشورهای آمریکای لاتین به منظور شکستن انزوا و در اختیار گرفتن کارت تهدید امنیت ملی آمریکا انجام می شود.
پژوهش حاضر واقعیت درباره روابط بین ایران و کشورهای حوزه لاتین و سمت و سوی این رابطه و اهداف ایران از گسترش روابط با این کشورها و ابزارهای اجرایی رویکرد ایران و چشم انداز روابط دو جانبه با توجه به تحولات منطقه ای و بین المللی را مورد بررسی قرار می دهد.
نخست: واقعیت و سمت و سوی روابط ایران و کشورهای آمریکای لاتین
روابط ایران و کشورهای آمریکای لاتین در دو دهه گذشته دستخوش تحولات مهمی بوده است. همزمان با قدرت گیری گروه های چپ و رسیدن روسای جمهور چپ گرا در بیشتر کشورهای آمریکای لاتین روابط ایران و این کشورها گسترش یافته و حتی در برهه ای در دوره احمدی نژاد تا مرز هم پیمانی و اتحاد پیش رفت. اما همزمان با کناره گیری لولا داسیلوا رئیس جمهور سابق برزیل از قدرت در سال ۲۰۱۱ میلادی (۱۳۸۹ خورشیدی) این رابطه به تدریج رو به سردی گرایید. اولین تغییر رویکرد برزیل در دوره روسف اتفاق افتاد. برزیل به قطعنامه سازمان ملل در مارس ۲۰۱۱ میلادی (اسفند ۱۳۸۹ خورشیدی) در مورد اعزام گزارشگر ویژه حقوق بشر به ایران رای مثبت داد. در سال ۲۰۱۰ میلادی (۱۳۸۸ خورشیدی) برزیل در دوره لولا داسیلوا در این زمینه رای ممتنع داده بود. در سال ۲۰۱۳ میلادی (۱۳۹۱ خورشیدی) هوگو چاوز «باعث و بانی» حضور ایران در منطقه درگذشت. در مرحله بعدی، شکست احزاب چپگرا در پی تحولات سیاسی و نتایج انتخابات و تظاهرات گسترده در اعتراض به حکومت های چپ گرا در این کشورها منجر به قدرت گرفتن راست گرایان و تضعیف دولت های چپ گرای متحد با ایران شد. می توان در یک دسته بندی کلی سیر تحول روابط دو جانبه و مهم ترین جهت گیری های آن را به شرح ذیل تقسیم کرد:
۱- نقطه اوج هماهنگی و همکاری
روابط بین ایران و کشورهای آمریکای لاتین بعد از انقلاب ۱۹۷۹ میلادی (۱۳۵۷ خورشیدی)‌ آغاز شد و با وجود واگرایی عمیق ایدئولوژیکی بین ایران بعد از انقلاب و کوبا در دوره زمامداری کاسترو روابط خوب و متین بین دو کشور برقرار شد. با وجود سابقه حکومت ایران در اعدام حدود ۲۰۰۰ نفر از زندانیان سیاسی چپ در سال های ۱۹۸۸ و ۱۹۸۹ میلادی [2] اما روابط ایران و حکومت های چپگرا در آمریکای لاتین در آغاز هزاره سوم در مسیر گسترش قرار گرفت. رابطه بین دو نگرش ایدئولوژیکی متعارض بر مبنای یک اصل با ثبات یعنی نگاه مشترک خصمانه به آمریکا پایه گذاری شد.
روابط ایران و کشورهای آمریکای لاتین با رسیدن سیاستمدار چپگرا، هوگو چاوز به ریاست جمهوری ونزوئلا در سال ۱۹۹۸ میلادی (۱۳۷۷ خورشیدی) وارد فاز تازه ای شد. قدرت گیری چاوز نقطه آغازین تشکیل گلوله برفی یا شکوفایی و اوج گرفتن گرایش های چپ در کشورهای آمریکای لاتین بود. نقطه همگرایی دو کشور رویکرد تند و خصمانه نسبت به آمریکا بود. این مساله به همکاری و هماهنگی قوی بین دو کشور از اواخر دهه نود (اواخر دهه هفتاد) تبدیل شد. رسیدن احمدی نژاد به ریاست جمهوری در سال ۲۰۰۵ میلادی (۱۳۸۴ خورشیدی) نقطه عطف واقعی در این روابط بود. کشورهای آمریکای لاتین در این دوره شاهد تغییر و تحول پی در پی در گروه های چپگرا بودند و روابط بین ایران و این کشورها در مسیر گسترش و هماهنگی بالا در بخش های سیاسی و اقتصادی و نظامی و فرهنگی قرار گرفت.
احمدی نژاد از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۳ میلادی (۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ خورشیدی) ۸ بار به کشورهای این منطقه و در راس آنها کشورهای عضو اتحادیه بولیواری «آلبا» (ALBA) سفر کرد. ونزوئلا و کوبا و بولیوی و اکوادور و نیکاراگوئه عضو آلبا هستند. او همچنین راهی ۶ کشور کوچک در آمریکای مرکزی شد. سفرهای متقابل مقام های ایران و کشورهای مهم آمریکای لاتین در دوره حکومت های چپ گرای «لولا و کریشنر»‌ در برزیل و آرژانتین انجام شد. ایران با این دید و بازدیدهای پی در پی می خواست ثابت کند که در انزوای بین المللی قرار نگرفته و نه تنها با کشورهایی که به لحاظ جغرافیایی نزدیک آمریکا هستند ارتباط خوبی برقرار کرده بلکه حتی با آنهایی که حیاط خلوت سیاست آمریکا به شمار می رفتند هم رابطه دوستانه ای دارد.[3]
۲- مرحله کنونی میان گسترش و سردی روابط
همزمان با پایان دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد و درگذشت چاوز در سال ۲۰۱۳ میلادی (۱۳۹۱ خورشیدی) روابط بین ایران و کشورهای آمریکای لاتین به سردی گرایید. سفرهای متقابل مسئولان کم تر شد. حسن روحانی رئیس جمهور ایران که در اوت ۲۰۱۳ میلادی (مرداد ۱۳۹۲ خورشیدی) روی کار آمد سه سال بعد یعنی در سپتامبر ۲۰۱۶ میلادی (شهریور ۱۳۹۵ خورشیدی) برای نخستین بار به کشورهای آمریکای لاتین سفر کرد. [4] احتمالا امضای برجام در سال ۲۰۱۵ میلادی (۱۳۹۴ خورشیدی) و گشایش نسبی در کشمکش میان آمریکا و ایران و بستر سازی برای برچیده شدن تحریم ها در کم رنگ شدن روابط بین ایران و کشورهای آمریکای لاتین سهیم بوده است. همزمان با بالا گرفتن دوباره تنش و کشمکش میان آمریکا و ایران و تحریم های جدید علیه تهران تلاش ایران برای احیای نفوذ در آمریکای لاتین از سر گرفته شد. ایران که نفوذ و تاثیر خود در منطقه را به کلی از دست نداده بود سیاست خارجه خود را در مسیر استفاده از دستاوردهای خود تنظیم کرد. در این راستا، سفر دو مقام ایرانی به این منطقه در سال ۲۰۱۶ میلادی (۱۳۹۵ خورشیدی) حائز اهمیت است. جواد ظریف وزیر امور خارجه در اوت ۲۰۱۶ میلادی (مرداد ۱۳۹۵ خورشیدی) در یک سفر دوره ای راهی ۶ کشور آمریکای لاتین یعنی کوبا و نیکاراگوئه و اکوادور و بولیوی و ونزوئلا و شیلی شد. یک ماه بعد حسن روحانی رئیس جمهور ایران با رئیس جمهور کوبا در هاوانا دیدار و گفت و گو کرد. نکته قابل توجه این است که مقام های ایران به کشورهای چپ گراتر و رادیکال تر و سرسخت تر در برابر سلطه گری آمریکا در منطقه آمریکای لاتین سفر کردند.[5]
۳- ایران و ونزوئلا…روابط عالی
کاراکاس بعد از رسیدن چاوز به ریاست جمهوری ونزوئلا به دروازه رسمی تهران برای تقویت روابط و تثبیت حضور در کشورهای منطقه و به خصوص کشورهای اتحادیه «آلبا» تبدیل شد. ونزوئلا و کوبا دو کشور پایه گذار این اتحادیه هستند. این صف آرایی به منظور ایجاد یک تشکیلات سیاسی ضد نظام اقتصادی و سیاسی آمریکا در آمریکای جنوبی شکل گرفت. [6]
روابط ایران و ونزوئلا بعد از ۲۰۰۵ میلادی (۱۳۸۴ خورشیدی) از همکاری به سطح ائتلاف استراتژیک ارتقا پیدا کرد. گویی احمدی نژاد رئیس جمهور سابق و چاوز رئیس جمهور ونزوئلا هم نیمه گمشده یکدیگر بودند. چاوز رویکرد بسیار خصمانه و تندی علیه آمریکا در پیش گرفت. موضع چاوز در خصوص آمریکا با نقش آفرینی مهم این کشور در کودتای نظامی ۲۰۰۲ میلادی (۱۳۸۱ خورشیدی) برخی فرماندهان نظامی ونزوئلا علیه وی بیشتر شد. یک روز بعد از کودتا میلیون ها نفر در اعتراض به آن به خیابان ها ریختند و این کودتا ناکام ماند. چاوز که از این مخمصه جان سالم به در برده بود رویکرد خصمانه تری در خصوص آمریکا در پیش گرفته و به تحکیم روابط با حکومت های ضد سیاست خارجی آمریکا در حوزه آمریکای لاتین و دیگر مناطق جهان پرداخت. توسعه و تحکیم روابط با حکومت اسد در سوریه و رژیم قذافی در لیبی بیانگر این رویکرد چاوز است. روابط ایران و ونزوئلا از ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۳ میلادی (۱۳۸۴-۱۳۹۱ خورشیدی) به میزان قابل توجهی استحکام یافت. حضور احمدی نژاد در مراسم تشیع جنازه چاوز در سال ۲۰۱۳ میلادی (۱۳۹۱ خورشیدی) و تاثر وی بیانگر رابطه عمیق دو رئیس جمهور بود. احمدی نژاد در پیام تسلیت گفت «تردیدی وجود ندارد به هنگام ظهور مهدی منتظر هوگو چاوز نیز به همراه مسیح رجعت خواهد کرد».[7]
دو طرف در این دوره چندین سند همکاری تجاری و کشاورزی و علمی و امنیتی و نظامی امضا کردند تا جایی که تا سال ۲۰۱۱ میلادی (۱۳۸۹ خورشیدی) به حدود ۲۷۰ توافقنامه رسید. ایران حمایت نظامی از جمله کمک های تسلیحاتی و آموزش نظامی هم در اختیار ونزوئلا قرار داد. برخی گزارش ها حاکی از این است که همکاری نظامی بین دو کشور تا مرحله ساخت یک پایگاه نظامی در خاک ونزوئلا رسیده و این پایگاه توسط کارشناسان نظامی ایران و افسران نظامی ونزوئلا اداره می شود. [8]
پروژه های متعددی در بخش تجاری و سرمایه گذاری مشترک توسط بخش دولتی و غیر دولتی دو کشور انجام شد. امتیاز استخراج طلا در استان بولیوار و نیز امتیاز استخراج نفت در میدان نفتی اورینوکو در استان آنسوآتگی به ایران واگذار شد. زمانی که ایران در شرایط محاصره و انزوای اقتصادی و تحریم های آمریکا و نیز تحریم بانکی و دلاری قرار داشت چندین شعبه بانک توسعه صادرات ایران در ونزوئلا افتتاح شدند. واشنگتن گفت ایران از این طریق در پی دور زدن تحریم های اقتصادی بین المللی و ایجاد کریدوری برای ارتباط با اقتصاد بین الملل است. [9]
۴- کاهش نفوذ گروه های چپگرا و موانع افزایش نفوذ ایران در کشورهای آمریکای لاتین
رابطه مثبتی بین قدرت گیری گروه های چپگرا در کشورهای آمریکای لاتین و رویکرد خصمانه نسبت به آمریکا و افزایش نفوذ ایران در این منطقه وجود دارد. به عنوان مثال آمریکا با موافقت دولت راستگرای وقت اکوادور تا سال ۲۰۰۶ میلادی (۱۳۸۴ خورشیدی) پایگاه نظامی در این کشور داشت. به همین دلیل، هوگو چاوز رئیس جمهور ونزوئلا در دیدار با همتای ایرانی خود در تهران از ایجاد جبهه متحد علیه آمریکا و اکوادور خبر داد. رافائل کوریا رئیس جمهور چپگرا بعد از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری در سال ۲۰۰۶ میلادی (۱۳۸۵ خورشیدی) در یک گفت و گوی تلویزیونی اعلام کرد که او تنها به یک شرط حاضر به عدم برچیدن پایگاه نظامی آمریکا در خاک اکوادور است و آن اینکه جرج بوش پسر با ایجاد پایگاه نظامی اکوادور در میامی آمریکا موافقت کند. بدین ترتیب این دشمنی به دوستی تبدیل شد.
کشورهای آمریکای لاتین در دو سال گذشته دستخوش رویدادهای پی در پی بودند که بیانگر کم رنگ شدن نقش گروه های چپگرا و چرخش به سوی دولت های راستگرا است. این تحول تاثیر منفی و مستقیم بر روابط ایران و این کشورها داشته و منجر به کاهش نفوذ ایران در منطقه می شود. در اواخر سال ۲۰۱۵ میلادی (آذر ۱۳۹۴ خورشیدی) نامزد راستگرا مائوریسیو ماکری رئیس جمهور آرژانتین شد و به ریاست چپ گرایان، نستور کریشنر و همسرش کریستینا بعد از ۱۲ سال پایان داد. كشمكش ميان راستگرایان و چپگرایان برزیل هم با رای مجلس سنا به برکناری دیلما روسف رئیس جمهور چپگرای این کشور و جانشینی مایکل تامر معاون وی برای تکمیل دوره ریاست جمهوری روسف تا پایان سال ۲۰۱۸ میلادی (آذر ۱۳۹۷ خورشیدی) پایان یافت.
جریان چپ چاوزی در ونزوئلا دو شکست را تجربه کرد. نخست: شکست سنگین گروه های چپ و پیروزی قاطع راستگرایان برای اولین بار بعد از ۱۶ سال در انتخابات مجلس در دسامبر ۲۰۱۵ میلادی (آذر ۱۳۹۴ خورشیدی). دوم: افزایش دامنه اعتراضات و بدترین شدن سریع وضع اقتصادی و امنیتی در چند سال اخیر و درخواست برگزاری انتخابات ریاست جمهوری زودهنگام. این تظاهرات اعتراضی انگیزه مهمی برای اتحاد و ائتلاف گروه های اپوزیسیون دست راستی شد. این گروه ها با مطرح کردن برگزاری انتخابات ریاست جمهوری زود هنگام در پی خاتمه دادن به دوره ریاست جمهوری نیکولاس مادورو جانشین چاوز و رئیس جمهوری کنونی -که زمانی راننده اتوبوس بود- بودند. چاوز طی ۱۸ سال زمامداری خود ضمن در پیش گرفتن سیاست های چپگرای پوپولیستی ارزش افزوده نفت را صرف ارائه یارانه به فقرای ونزوئلا و نیز خرج های بی حساب و کتاب در سیاست خارجه و گسترش روابط با کشورهای ضد آمریکایی کرد. کشورهایی که شامل همسایگان ونزوئلا در آمریکای لاتین و حکومت هایی در آن سوی اقیانوس ها مثل رژیم قذافی در لیبی و نظام اسد در سوریه و جمهوری اسلامی شد.
در نقشه شماره (۱)‌ شمار حکومت های راستگرا و چپگرا در آمریکای لاتین از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۶ میلادی (۱۳۸۸ تا ۱۳۹۵ خورشیدی) مشخص شده است.

این نقشه توسط پژوهشگر این پژوهش با توجه به مقایسه میان گرایش های سیاسی دولت های آمریکای لاتین از ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۶ میلادی (۱۳۸۸ تا ۱۳۹۵ خورشیدی) تنظیم شده است.
بی تردید کم رنگ شدن نقش گروه های چپ در راستای تامین منافع ایران و تحکیم روابط قوی و حضور عمیق این کشور در منطقه تلقی نمی شود. سفر وزیر امور خارجه و رئیس جمهور ایران در سال ۲۰۱۶ میلادی (۱۳۹۵ خورشیدی) به کشورهای آمریکای لاتین که هنوز قدرت در آنها در دست گروه های چپ است در این راستا قابل فهم است. البته دو کشور بزرگ و مهم این منطقه یعنی برزیل و آرژانتین شامل سفر دوره ای مسئولان ایرانی به این منطقه نشدند. ماکری رئیس جمهور آرژانتین دستور انجام تحقیقات جدیدی در مورد انفجار سال ۱۹۹۴ میلادی (۱۳۷۳خورشیدی) مرکز یهودیان (AMIA) صادر کرد. رئیس جمهور آرژانتین اعلام کرد توافق نامه ایران و آرژانتین درباره تحقیق در مورد حمله به آمیا را لغو می کند. اين تفاهم نامه در دوره کریستینا کرشنر رئیس جمهور چپگرای آرژانتین در مورد عدم پیگرد متهمان ایرانی در این پرونده به امضا رسید.[10]
کریستینا کرشنر رئیس جمهور چپ گرای آرژنتین اعلام کرد دو کشور ایران و آرژانتین در مورد تشکیل «کمیته حقیقیت یاب» درباره این حادثه به توافق رسیدند. این کمیته مشترک درباره انفجار تحقیق می کند. تحقیق در این پرونده ۲۰ سال در جریان بود اما تقریبا متوقف شد. از همان ابتدا هم تردیدهایی در مورد شفافیت این کمیته وجود داشت. همزمان با کشته شدن دادستان پرونده آمیا آلبرتو نیسمان در ژانویه ۲۰۱۵ میلادی (دی ۱۳۹۳ خورشیدی) ایران با اتهام های بیشتری در این خصوص مواجه شد. نیسمان گفت کرشنر رئیس جمهور آرژانتین در دوره زمامداری اش در مقابل یک معامله سیاسی بین دولت چپگرای آرژانتین و حکومت ایران اطلاعاتی را در مورد نقش حکومت ایران و «حزب الله» در برنامه ریزی و انجام انفجار «AMIA» مخفی کرده است.[11]
سیاست بوئنوس آیرس در این پرونده بعد از روی کار آمدن راستگرایان دچار چرخش شده و دولت قویا تمایل دارد تا دست دستگاه قضا را برای انجام تحقیق و کشف اسناد دست داشتن ایران در این پرونده باز بگذارد و مطالباتی برای تحویل مقام های ارشد ایران و دادگاهی شدن این افراد در آرژانتین مطرح کند. در ماه اوت ۲۰۱۷ میلادی (مرداد ۱۳۹۶ خورشیدی) وزارت دادگستری آرژانتین از دولت عراق خواست علی اکبر ولایتی –وزیر امور خارجه ایران در زمان انفجار آمیا که به عراق سفر کرده بود- را بازداشت و به دستگاه قضایی آرژانتین تحویل دهد. کشور آرژانتین این درخواست را در راستای اجرای حکم اینترپل برای بازداشت ولایتی به اتهام دست داشتن در انفجار مرکز یهودیان (آمیا) مطرح کرده بود.[12]
دوم: اهداف ایران در آمریکای لاتین
حکومت ایران با افزایش نفوذ در آمریکای لاتین به ویژه در سایه تحریم های بین المللی اهداف گوناگونی را دنبال می کند. مهم ترین اهداف ایران در آمریکای لاتین عبارتند از:
۱- شکستن انزوا و ائتلاف سازی
تهران به دنبال آغاز برنامه هسته ای اش با تهدیدهای جدی از جمله انزوای جهانی رو به رو است. آمریکا رهبری تحمیل انزوا بر ایران را بر عهده دارد. آمریکا از ۲۰۰۶ میلادی (۱۳۸۵ خورشیدی) چندین بار ایران را تحریم اقتصادی کرده است. این تحریم ها تا به امروز ادامه دارند. بدین ترتیب، طرفین به دنبال جذب کشورهای بیشتری به اردوگاه خودشان هستند. آمریکا به منظور تاثیر گذاری بیشتر این تحریم ها به دنبال منزوی کردن بیشتر ایران از لحاظ اقتصادی است. در مقابل، ایران با سیاست خارجی موثر و با ابزارهای گوناگون و متعددی به دنبال بی اثر کردن این انزوا است. جذب کشورهای جدید به جبهه مخالفان تحریم ایران یک مساله حیاتی برای حکومت ایران به شمار می رود. بنابراین چرخش سیاست خارجه ایران به سوی آمریکای لاتین به منظور افزایش شمار کشورهای متحد و دوست و تنگ کردن دامنه کشورهای متخاصم تا جایی که امکان دارد صورت گرفته است. حکومت ایران در مرحله بعدی به دنبال کسب حمایت بیشتر در جوامع بین الملل هم درباره مخالفت با وضع تحریم های بیشتر و هم در خصوص برنامه هسته ای است. این رویکرد ایران در اظهارات احمدی نژاد رئیس جمهور سابق در ماه مه ۲۰۰۹ میلادی (اردیبهشت ۱۳۸۸ خورشیدی) مشهود است. او گفت «وقتی که غربی ها به دنبال منزوی کردن ایران بودند ما به حیاط خلوت آمریکا رفتیم تا جایی که من سخنرانی کوبنده علیه آمریکا را در نیکاراگوئه ایراد کردم.»‌ [13] کشورهای آمریکای لاتین در مساله رای گیری در سازمان ملل وزنه مهمی به شمار می روند و رای آنها برای حمایت از سیاست های ایران در منطقه خاورمیانه و در جهان مهم است. موضع گیری بسیاری از کشورهای لاتین درباره بحران های خاورمیانه به ویژه کشمکش جاری در سوریه بعد از ۲۰۱۱ میلادی (۱۳۸۰ خورشیدی) با مواضع ایران انطباق دارد. می توان گفت سیاست کشورهای مهم آمریکای لاتین در راستای حمایت از رژیم بشار اسد تلقی می شود اما اندازه این حمایت و تایید در کشورهای مختلف این منطقه متفاوت است. برخی کشورها از همان ابتدا با جنبش انقلابی سوریه مخالفت کردند. کشورهای آمریکای لاتین در جریان مناقشه ایران و آمریکا بر سر برنامه هسته ای از تهران در جوامع بین المللی حمایت کردند. [14]
۲- نزدیک شدن به مرز آمریکا
در حالیکه آمریکا پایگاه های نظامی در کشورهای عربی همسایه ایران ایجاد کرده ایران نفوذ خود را در مناطق استراتژیک و کشورهای نزدیک به آمریکا یعنی منطقه آمریکای لاتین افزایش داده است. ایران در جنگ سرد با آمریکا از این کشورها به عنوان کارتی برای فشار استفاده می کند. البته این رویکرد ایران با توجه به درگیری سیاسی و نظامی آمریکا در خاور نزدیک و خاورمیانه در افغانستان و عراق و بقیه منطقه عربی دستاوردهایی به همراه داشته است. تحول در بدنه حاکمیت سیاسی کشورهای آمریکای لاتین و ایجاد حکومت های چپگرا و دموکرات ضد آمریکایی یک عامل مساعد برای ایران به شمار می رود. البته این شرایط در دوره جنگ سرد آمریکا و اتحاد جماهیر شووروی (۱۹۴۶-۱۹۹۱ میلادی) (۱۳۲۵-۱۳۶۹ خورشیدی) مهیا نبود چه اینکه آمریکا تا دهه های طولانی به کشورهای آمریکای لاتین به چشم حیاط خلوت خود نگاه می کرد و رویکرد قیم مآبانه در قبال آنها در پیش گرفته بود. آمریکا همواره مراقب بود تا مبادا حکومت های چپگرای ضد آمریکایی در این منطقه به قدرت نرسند و الگوی حکومت کوبا در این کشورها اجرا نشود. آمریکا ضمن اتخاذ این رویکرد از منابع و ثروت کشورهای آمریکای لاتین نهایت سوءاستفاده را می کرد. استراتژی آمریکا در این منطقه به نام «رگ های باز» معروف شد. رگ های باز به روند غارت ثروت این کشورها توسط همسایه شمالی اطلاق می شود که منجر به افزایش فقر و بدبختی مردم منطقه آمریکای لاتین شد. کما اینکه دخالت آمریکا در امور داخلی این کشورها به حدی رسید که واشنگتن رسما حمایت خود را از کودتای نظامی علیه حکومت در این کشورها اعلام کرد. این رویکرد آمریکا موج گسترده ای از نفرت و خشم را در میان مردم و گروه های چپگرای آمریکای لاتین ایجاد کرد. این گروه ها سابقه طولانی در مبارزه علیه سیاست های آمریکا دارند. همزمان با تسلط گروه های چپگرا بر صحنه سیاست در آمریکای لاتین و نیز مشغول شدن آمریکا به مسائل خاورمیانه ایران به فرصت مناسبی برای ایجاد قدمگاه و نفوذ در منطقه دست یافت. این گسترش نفوذ تنها اقتصادی و سیاسی نبود بلکه خطرناک تر از همه نفوذ اطلاعاتی و نظامی ایران در آمریکای لاتین است. نیروهای حزب الله و سپاه در این کشورها که تنها در فاصله چند مایلی آمریکا قرار دارند مستقر شده اند.
۳- اهداف اقتصادی و فرهنگی
چرخش ایران به سمت آمریکای لاتین به منظور شکستن انزوا و محاصره اقتصادی و مقابله با تحریم ها صورت گرفته اما در این میان منافع اقتصادی ایران هم مطرح است. اندازه و اهمیت این منافع اقتصادی در مراحل گوناگون تحول روابط بین ایران و آمریکا متفاوت است. ایران پیش از ارتقای سطح اقتصادی به گسترش همکاری در زمینه تولید نفت به خصوص با ونزوئلا –بزرگ ترین دارنده ذخایر نفتی در جهان- توجه ویژه داشت. بحران کاهش قیمت نفت و ناتوانی ونزوئلا و ایران در هدایت تصمیم گیری های «اوپک» منجر به سردی روابط اقتصادی بین دو کشور و کاهش سطح هماهنگی های نفتی شده است. البته در این میان نباید بحران تمام عیار اقتصادی در ونزوئلا را نادیده گرفت. بحرانی که شاید پای ونزوئلا را به کشورهای ناکام باز کند. رکود اقتصادی و کوچک شدن اقتصاد کشورهای بزرگ منطقه از جمله برزیل و آرژانتین هم در کاهش روابط اقتصادی تهران و کاراکاس سهیم است.
گسترش تشیع به عنوان یک هدف ایدئولوژیکی در خارج از کشور توسط حکومت ایران دنبال می شود. اما این هدف در کشورهای آمریکای لاتین با چالش های فراوانی روبرو است. جمعیت مسلمانان در مقایسه با مسیحیان عرب مقیم این کشورها محدود است. به هر حال اما گسترش تشیع به عنوان هدف و ابزار حکومت ایران برای دست و پا کردن متحدانی از شهروندان عرب نژاد کشورهای آمریکای لاتین مطرح است. این افراد احتمالا در افزایش نفوذ ایران در این قاره سهیم هستند. طارق العصیمی معاون رئیس جمهور ونزوئلا که سوری الاصل و شیعه است از جمله نیروهایی است که در راستای افزایش نفوذ ایران در آمریکای لاتین فعالیت می کنند.

سوم: ابزارهای اجرایی سیاست های ایران در آمریکای لاتین
ایران برای اجرای اهداف و گسترش حضور و تاثیر در کشورهای آمریکای لاتین مجموعه ای از ابزارهای اجرایی را در پیش گرفته است.
۱- حمایت اقتصادی

روابط اقتصادی ایران و کشورهای آمریکای لاتین گسترش فزاینده ای داشته است. ایران و کشورهای آمریکای لاتین در دهه اول هزاره سوم بیش از ۳۰۰ توافقنامه گسترش همکاری اغلب اقتصادی و تجاری و مالی امضا کردند. گفتنی است این رقم بیش از کل توافقنامه های امضا شده بین کشورهای عربی و کشورهای این منطقه در دوره زمانی مشابه است.[15]
ایران به حمایت مالی و اقتصادی به کشورهای فقیرتر آمریکای لاتین برای تقویت حضور خود در این منطقه پرداخت. احمدی نژاد به دلیل کمک های اقتصادی به کشورهای منطقه به ویژه در سال ۲۰۰۷ میلادی (۱۳۸۵ خورشیدی) با انتقادهای فراوانی در کشور روبرو شد. در این سال، چپگرایان زمام امور کشور را در چندین کشور آمریکای لاتین به دست گرفتند. به عنوان مثال ایران بعد از آغاز به کار رافائل کوریا به عنوان رئیس جمهور اکوادور و سفرهای متقابل روسای جمهور دو کشور وام ۱۲۰ میلیون دلاری برای اجرای پروژه های توسعه به اکوادور پرداخت کرد. ایران در همان سال کمک یک و نیم میلیارد دلاری به حکومت بولیوی برای اجرای پروژه های زیر ساختاری تقدیم کرد. [16] ایران و اکوادور نیز یادداشت تفاهم همکاری های جامع بانکی و توافقنامه پرداخت بین بانکی امضا کردند که نارضایتی شدید واشنگتن را به دنبال داشت. آمریکا مدعی شد با توجه به اینکه پول رسمی اکوادور دلار است ایران می تواند از طریق این تفاهم نامه ها به راحتی عملیات پولشویی انجام دهد.[17] از طرف دیگر، توافق نامه های مالی بین ایران و اکوادور و یا همکاری های مالی بین ایران و دیگر کشورهای آمریکای لاتین دست آمریکا را برای زیر نظر گرفتن منابع مالی برنامه هسته ای ایران می بندد، آنهم در شرایطی که برخی بانک های ایرانی در کشورهای آمریکای لاتین در واقع با نام های دیگری مثل «بانکو اینترناسیونال دی دیسارویو» Banco Internacional de Desarrollo)» فعالیت می کند. گویا این بانک شعبه «بانک توسعه صادرات ایران» در کاراکاس پایتخت ونزوئلا است. نمونه های فراوانی از وام های این چنینی ایران به کشورهای منطقه و نیز پروژه های کلان تجاری بین طرفین وجود دارد.‌[18]
البته گسترش روابط ایران با کشورهای منطقه تنها به آمریکای لاتین یا آمریکای جنوبی مثل برزیل و ونزوئلا و اکوادور و پاراگوئه و بولیوی و غیره محدود نشد بلکه به کشورهای نزدیک تر به آمریکا یعنی کشورهای کوچک واقع در آمریکای مرکزی نیز امتداد پیدا کرد. ایران علاوه بر روابط تاریخی با کوبا به افزایش نفوذ در کشورهای کوچکی مثل سنت وینسنت و گرنادین ها پرداخت و حتی تامین مالی ساخت یک فرودگاه را در این کشور به عهده گرفت. در مقابل این کشور به قطعنامه سازمان ملل در مورد نقض حقوق بشر در ایران در ۲۰۰۹ میلادی (۱۳۸۸ خورشیدی) رای نداد. [19]
ایران در اواخر ۲۰۱۶ میلادی (۱۳۹۵ خورشیدی) طرحی به نیکاراگوئه برای ساخت کانال بین اقیانوسی نیکاراگوئه که رقیب کانال پاناما باشد مطرح کرد. با اینکه کنترل کانال پاناما از سال ۱۹۹۹ میلادی (۱۳۷۷ خورشیدی) به پاناما تحویل داده شده اما هنوز زیر نظر نظامیان آمریکا قرار دارد. امتیاز استفاده از حق بهره برداری از مرحله اول این طرح به یک شرکت چینی واگذار شد و ایران هم طرحی مبنی بر مشارکت در تامین مالی آن مطرح کرد. [20]
اهداف اقتصادی به خصوص گسترش روابط بانکی در سفر اخیر رئیس جمهور و وزیر خارجه ایران به کشورهای آمریکای لاتین کاملا روشن بودند. تفاهم نامه برای تسهیل روابط بانکی بین تهران و تقریبا همه کشورهای مقصد وزیر خارجه در آمریکای لاتین بسته شد. ظریف گفت این سفر دوره ای بستری برای تقویت روابط اقتصادی با کشورهایی مثل ونزوئلا و فرصت های تازه برای ایجاد روابط اقتصادی با کشورهایی مثل شیلی فراهم نمود. سهم بخش خصوصی از این تفاهم نامه ها و سرمایه گذاری ها محفوظ ماند. ظریف در دیدار با دانیل اورتگا رئیس جمهور نیکاراگوئه از تمایل کشورش برای مشارکت بخش خصوصی ایران در ساخت کانال نیکاراگوئه خبر داد. [21]
۲- فرهنگ و رسانه و گسترش تشیع
در سیاست خارجه ایران نگرش متکاملی برای تقویت روابط با بخش جنوبی نیم کره غربی وجود دارد. این بخش از مرزهای جنوبی آمریکا یعنی مرز آمریکا و مکزیک آغاز و تا انتهای مخروط جنوبی امتداد پیدا می کند. جزایر و کشورهای کوچک آمریکای مرکزی و جزایر کارائیب در این گستره جغرافیایی قرار دارند. تلاش های حکومت تنها به سفرهای متعدد مقام های ایران و ایجاد منافع اقتصادی و تجاری دو جانبه محدود نشده و ایران از طریق رسانه و تبلیغات به عنوان وسیله ای برای ارتباط با این منطقه وارد عمل شد. فعالیت های تبلیغاتی و رسانه ای به عنوان ابزار موثر و فعال حکومت برای ایجاد پل فرهنگی بین حاکمیت فارس گرا و منطقه اسپانیایی زبان به کار گرفته شد. این فعالیت های تبلیغی و فرهنگی منجر به تقویت روابط دو جانبه از طریق انتقال اندیشه و دانش و فرهنگ و نیز گسترش تشیع می شود.
حکومت ایران بعد از شبکه انگلیسی زبان «پرس تی وی» و شبکه عربی «العالم» ، کانال اسپانیایی زبان «هیسپان تی وی»‌ (Hispan TV) را در فوریه ۲۰۱۲ میلادی (بهمن ۱۳۹۰ خورشیدی)‌هم راه اندازی کرد. هیسپان تی وی اولین کانال اسپانیایی زبان در خاورمیانه به شمار می رود. احمدی نژاد در مراسم افتتاح شبکه تلویزیونی هیسپان تی وی گفت یک اقلیت زورگو (در اشاره به آمریکا) تصمیم دارند نظرات خود را به اکثریت القا کنند و رسانه می تواند نقش مهمی ایفا کند.
فیلم های سینمایی و سریال های تلویزیونی ایرانی و نیز مشروح اخبار و گزارش های تحلیلی سیاسی به زبان اسپانیولی از شبکه هیسپان تی وی پخش می شود. بدین ترتیب این شبکه در انتقال مستقیم دیدگاه ایران به مخاطبان خود در کشورهای آمریکای لاتین سهیم است. فدراسیون بین المللی روزنامه نگاران به تحلیل محتوای شبکه هیسپان تی وی پرداخت. نتایج این پژوهش نشان داد که روزانه اخبار ایران و خاورمیانه و جهان از این شبکه پخش می شود و این برنامه ها کاملا با نگرش حکومت ایران انطباق دارند. در این شبکه اصطلاحات و واژه های مشترک بین جمهوری اسلامی و گفتمان چپگرا –به ویژه بولیواری- که بر نکوهش «سلطه جویی» و «امپریالیسم» آمریکا تاکید دارند به کار می رود. اخبار و تحلیل های این شبکه درباره کشورهای آمریکای لاتین به خصوص حکومت های چپگرا و متحد ایران مبتنی بر دیدگاه حکومتی بوده و دیدگاه و نظرات احزاب اپوزیسیون مورد توجه قرار نمی گیرد.[22] در زمینه فرهنگی، هیسپان تی وی با پخش شمار فراوانی فیلم و سریال ایرانی دوبله شده سیمای مستقیم فرهنگ و جامعه اسلامی (مدل ایرانی) را به مخاطبان خود منتقل می کند که مردم منطقه با آن آشنا نیستند. کشورهای آمریکای لاتین در چندین دهه گذشته شاهد موج مهاجرت از کشورهای عربی به ویژه مسیحیان بودند. به طور عام، این شبکه تلویزیونی توجه اسپانیایی زبان را به خود جلب کرده است. بخشی از مردم منطقه به دنبال آشنایی و کسب اطلاعات بیشتر در مورد فرهنگ ایرانی و اسلامی و خاورمیانه هستند. گفتنی است که با توجه به نبود رسانه های عربی اسپانیایی زبان ایران یکه تاز این عرصه شده تا به تبلیغ الگوی فرهنگی خود در میان مخاطبانش در کشورهای آمریکای لاتین پرداخته و آن را به عنوان الگوی اسلامی به این جوامع معرفی کند. [23]
این نکته ما را به مساله مهم و خطرناک دیگری سوق می دهد. حکومت ایران از گسترش تشیع میان مسلمانان و شهروندان مسیحی منطقه که تمایل به گرویدن به اسلام دارند استفاده ابزاری می کند. برخی گزارش ها حاکی از این است که دستکم ۸۰ «مرکز فرهنگی» شیعی در همه کشورهای آمریکای لاتین توسط ایران ایجاد شده است. دکتر محسن اراکی دبیر کل «مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی» در کنفرانس «مسلمانان و راه های مقابله با تروریسم و افراط گرایی» در ماه جولای (مرداد) در پایتخت برزیل سخنرانی کرد و شبکه «هیسپان تی وی»‌ به پوشش خبری آن پرداخت. [24]
در واقع، تنها عربستان سعودی در مقابله با افزایش نفوذ ایران در حال نقش آفرینی است و کشورهای عربی و اسلامی نقش چندانی در این زمینه ندارند. برخی مراکز اسلامی و مساجد مهم در پایتخت های کشورهای عمده آمریکای لاتین توسط پادشاهی عربستان سعودی تامین مالی می شوند. این در حالیست که ایران برای افزایش نفوذ خود در این منطقه می کوشد و نیروهای سپاهی و حزب الله و مهاجران شیعه لبنانی و سوری و عراقی به این کشورها اعزام می شوند و مراکز تشیع کوچک اما موثر و فعال در جای جای کشورهای آمریکای لاتین ایجاد می شود. این مراکز در برقراری ارتباط با شهروندان مسلمان و غیر مسلمان سهیم هستند. با توجه به این نقش آفرینی ایران می توان گفت تلاش های موردی و فردی برخی کشورهای عربی و عدم برخورداری از نگرش سیاسی جامع برای حمایت از فعالیت های تبلیغی و مذهبی باید مورد بازنگری قرار بگیرد تا اینکه کشورهای عربی بتوانند با افزایش نفوذ فرهنگی و مذهبی ایران در این منطقه مقابله کنند.[25]
۳- فعالیت اطلاعاتی – امنیتی
افزون بر آنچه گفته شد، ایران از ابزار خطرناک تری یعنی نقش غیر علنی دستگاه اطلاعاتی برای رسیدن به اهداف خود و نزدیکی به کشورهای همجوار آمریکا بهره می گیرد. رصد دقیق عملکرد دستگاه اطلاعاتی ایران در این کشورها دشوار به نظر می رسد. اما با نگاهی به روابط ایران و کشورهای آمریکای لاتین و گزارش های آمریکایی منتشر شده در این خصوص و ابراز نگرانی آمریکا درباره عملکرد سرویس امنیتی ایران می توان ردپای این نهاد را ملاحظه نمود. همچنین این نقش آفرینی امنیتی ایران از طریق اظهارات گروه ها و چهره های راست در کشورهای آمریکای لاتین که چندان از هماهنگی بین دستگاه اطلاعاتی ایران و برخی پایتخت های آمریکای لاتین راضی نیستند هم به چشم می خورد.
در سال ۱۹۹۲ میلادی (۱۳۷۰ خورشیدی) انفجاری در سفارت اسرائیل در بوئنوس آیرس پایتخت آرژانتین رخ داد و در سال ۱۹۹۴ میلادی (۱۳۷۳ میلادی) بمبگذاری مرکز یهودیان (AMIA) در این شهر انجام شد. در این دو حادثه ۸۵ یهودی کشته و صدها تن دیگر زخمی شدند. این بمبگذاری و انفجار مهم ترین نمونه فعالیت های سرویس های اطلاعاتی ایران و حزب الله در منطقه آمریکای لاتین هستند. تحقیقات دستگاه قضایی آرژانتین برخی مقام های ارشد ایران را به دست داشتن در این عملیات متهم کرد. آرژانتین احمد وحیدی و محسن ربانی و علی اکبر ولایتی و علی فلاحیان و هاشمی رفسنجانی را به عنوان متهمان اصلی این پرونده معرفی و حکم جلب این افراد را صادر کرد. احمدی وحیدی در آن دوره فرمانده نیروی قدس سپاه بود. او در سال ۲۰۰۹ میلادی (۱۳۸۸ خورشیدی) به عنوان وزیر دفاع منصوب شد. محسن ربانی در زمان بمبگذاری در سمت وابسته فرهنگی ایران در آرژانتین مشغول به فعالیت بود و مسئولیت تدارکات انفجار را به عهده داشت. او هم اکنون نماینده رهبر در آمریکای لاتین است. این سمت فرصت مناسبی در اختیار ربانی قرار داده تا با تسلط بر منابع مالی خارج از نظارت دولت موج تبلیغاتی هدفمندی را در آمریکای لاتین هدایت و تامین مالی کند. علی اکبر ولایتی در آن زمان به عنوان وزیر امور خارجه مشغول به کار بود. او اینک در مقام مشاور رهبر در امور بین الملل و به عنوان دبیر کل دو نهاد مذهبی زیر نظر ایران یعنی مجمع جهانی بیداری اسلامی و مجمع جهانی اهل بیت ایفای مسئولیت می کند و نقش موثری در نظارت بر فعالیت های تبلیغی نظام دارد. علی فلاحیان وزیر اطلاعات وقت و هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور سابق ایران از دیگر متهمان اصلی این پرونده هستند. [26]
در واقع، حضور جوامع عربی در آمریکای لاتین از قدمتی طولانی برخوردار است. این گروه های جمعیتی در چندین موج مهاجرت روانه این منطقه شدند. مهم ترین موج گسترده مهاجرت از فلسطین و شام در سال ۱۹۴۸ میلادی (۱۳۲۶ خورشیدی) اتفاق افتاد. البته بعد از آن موج های دیگری از مهاجرت روی داد و آخرین جریان مهاجرتی از عراق و بعد از حمله آمریکا در سال ۲۰۰۳ میلادی (۱۳۸۱ خورشیدی) شکل گرفت. مهم تر اینکه این گروه های مهاجر عرب از لحاظ فرهنگی و زبانی به شکل گسترده ای در جوامع آمریکای لاتین ادغام شدند اما با این حال اصالت عربی و میراث اسلامی خود را حفظ کردند. کشور ونزوئلا همواره با اتهاماتی از قبیل اینکه به دروازه ای برای ورود ایران به قاره آمریکا تبدیل شده مواجه است. طارق العصیمی معاون کنونی رئیس جمهور که اصالتا سوریه ای است و در دوره ریاست جمهوری چاوز به عنوان وزیر کشور و وزیر دادگستری مشغول به کار بود متهم است که با در اختیار داشتن کلید این دروازه آن را در راستای تامین منافع دستگاه امنیتی ایران و حزب الله اداره می کند. گزارش ها و پژوهش های متعدد حاکی از آن است که العصیمی برای نیروهای حزب الله لبنان و سپاه پاسداران پاسپورت غیر قانونی و بعضی اسناد دیگر صادر کرده است. در واقع او متهم است که با این اقدام ونزوئلا را به جولانگاه حزب الله و سپاه تبدیل کرده است. افراد با گذرنامه ونزوئلایی می توانند به ۱۳۰ کشور از جمله آمریکا و کشورهای منطقه شینگن بدون نیاز به ویزا سفر کنند.[27]
در سال ۲۰۰۸ میلادی (۱۳۸۶ خورشیدی) ماریو سامورا مدیر اداره مهاجرت کشور کاستاریکا گفت شهروندان عرب تبار فراوانی را رصد کرده که با گذرنامه ونزوئلایی در حال تردد از این کشور به کشورهای دیگر از جمله آمریکا هستند. در سال ۲۰۱۲ میلادی (۱۳۹۱ خورشیدی) آژانس خدمات مرزی کانادا اعلام کرد این کشور تردد شهروندان ایرانی به کانادا را از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱ میلادی (۱۳۸۸ تا ۱۳۹۰ خورشیدی) رصد کرده است. به گفته این نهاد کانادایی بیشتر شهروندان ایرانی با پاسپورت های اصل یا جعلی ونزوئلایی از فرودگاه «مایکیتیه» کاراکاس به کشورهای دیگر سفر کرده اند.[28]
به گفته گزارش که توسط بنیادهای جامعه آزاد Secure Free Society’s (SFS) متخصص در مطالعات امنیتی تهیه شده حکومت ونزوئلا اقدام به صدور گذرنامه و پاسپورت و اسناد رسمی دیگر برای عوامل تندرو و افراطی که به دنبال سفر به آمریکا هستند کرده است. این گزارش افزود طارق العصیمی به عنوان پلی برای تسهیل تردد بسیاری از شهروندان خاورمیانه با پاسپورت های ونزوئلایی نقش آفرینی کرده است. تهیه کنندگان این گزارش با استفاده از اسناد و سفر به کشورهایی که درگیر این عملیات بودند گفتند یک باند پولشویی وابسته به گروه های تابع ایران و حزب الله توسط طارق العصیمی هدایت می شد. این باندها در کشورهایی همچون عراق و سوریه و لبنان هم به فعالیت مشغول بودند.[29]
دامنه فعالیت هسته های حزب الله تنها به ونزوئلا محدود نشده بلکه به مناطق دوردستی مثل شهر سیوداد دل استه (Ciudad del Este) رسیده است. این شهر دومین شهر بزرگ پاراگوئه در مرز مشترک آرژانتین و برزیل و پاراگوئه قرار دارد. ۲۵ هزار شهروند عربی از لبنان بعد از روز نکبت و نیز در جریان جنگ داخلی لبنان در سال ۱۹۸۵ میلادی (۱۳۶۳ خورشیدی) به ونزوئلا رفته و در سیوداد دل استه مستقر شدند. شهروندان سنی عرب در آغاز در این شهر مستقر شدند اما در دهه هشتاد میلادی (دهه شصت خورشیدی) رفته رفته به مرکز شیعیان تبدیل شد. گزارش های فراوانی حاکی از این است که این شهر مرزی پایگاه امنی برای فعالیت سپاه و حزب الله لبنان شده است.
از طرف دیگر، هسته های سپاه و حزب الله با اتهام های فراوانی در خصوص دست داشتن در تجارت مواد مخدر که در کشورهای آمریکای لاتین به شدت گسترش یافته مواجه هستند. سپاه به منظور ایجاد منابع مالی برای اقدامات و عملیات خود در خاورمیانه و مناطق دیگر جهان در قاچاق مواد مخدر دست دارد. گفتنی است که نه تنها گزارش های آمریکایی و اسرائیلی بلکه حتی پلیس بین الملل و خود کشورهای آمریکای لاتین به این مساله اشاره کرده اند. به عنوان مثال، کلمبیا به کرات از انهدام باندهای قاچاق مواد مخدر وابسته به حزب الله خبر داده است. اکوادور در سال ۲۰۰۵ میلادی (۱۳۸۴ خورشیدی) هم انهدام یک باند بین المللی قاچاق مواد مخدر وابسته به حزب الله را اعلام کرد. همچنین مدیر اداره مبارزه با مواد مخدر مکزیک گفت دست داشتن حزب الله در تجارت مواد مخدر قطعی است.[30]
پایان
آنچه روشن است این است که ایران از سالیان سال تلاش جانانه ای برای برنامه ریزی در راستای تقویت روابط با کشورهای آمریکای لاتین انجام داده و نگرش جامعی برای تداوم این روابط دارد. می توان این نگرش را به روشنی در ابزارهای گوناگون حکومت ایران برای نزدیکی و ارتباط با کشورهای منطقه و تثبیت نفوذ ایران در نزدیک ترین منطقه به آمریکا ملاحظه کرد. گروه های چپگرا در ده سال گذشته زمام دولت و پارلمان در چندین کشور آمریکای لاتین را به دست گرفتند و این فرصت مناسبی برای ایران در راستای تقویت روابط اقتصادی و سیاسی و نظامی و فرهنگی و اطلاعاتی و امنیتی با کشورهای آمریکای لاتین بود. در حالیکه ایران سالیان سال به ایجاد پل های ارتباطی با کشورهای دور و نزدیک و کشورهای همسو و غیر همسو با ایدئولوژی حکومت ایران پرداخت اما کشورهای عربی فرصت های علنی و غیر علنی فراوانی را برای تحکیم روابط با کشورهای این منطقه از دست دادند. البته گفتنی است که روابط ایران و کشورهای آمریکای لاتین دیگر به گرمی روابط دو طرف در دوره احمدی نژاد و چاوز نیست اما با این حال تاثیر ایران در این منطقه رنگ نباخته است. بعد از به قدرت رسیدن ترامپ ایران دیگر امید چندانی به تغییر رویکرد آمریکا در خصوص ایران حتی بعد از برجام ندارد. اما چالش ها و موانع نفوذ ایران در منطقه به ویژه بعد از تغییر سیاست آمریکا در آمریکای لاتین بیش از هر وقت دیگر است. آمریکا برای مدت طولانی پای خود را از منطقه بیرون کشیده بود و به جز در کلمبیا نفوذ چندانی در کشورهای آمریکای لاتین نداشت. اما این اوضاع در اواخر دوره اوباما تغییر کرد چه در این مقطع شاهد عادی سازی روابط آمریکا و کوبا و پایان تنش و قطع روابط بین دو کشور و محاصره اقتصادی ۵۰ ساله کوبا بودیم. روی کار آمدن دولت های راستگرا در برخی کشورهای آمریکای لاتین در بهبود روابط با آمریکا سهیم بود. این تحولات منجر به همسویی در دیدگاه رسمی آمریکا و کشورهایی همچون برزیل و آرژانتین و پرو در خصوص تنش های سیاسی در ونزوئلا شد و شاهد چرخش دیدگاه رسمی در این کشورها به سمت حمایت از مطالبات ضد حکومتی و ضد چاوزی گروه های اپوزیسیون حکومت ونزوئلا بودیم. این تحولات بستری برای ترامپ رئیس جمهور آمریکا فراهم کرد تا ونزوئلا را به تحریم اقتصادی تهدید کند. او گفت که تداوم اوضاع کنونی در کاراکاس غیر قابل قبول است. مطرح کردن چنین دیدگاهی تا چند سال پیش دور از ذهن بود.
به طور کلی می توان گفت تداوم نفوذ ایران با همان شدت و قدرت سابق با توجه به فضای سیاسی متمایل به راست در آمریکای لاتین و نیز افزایش نقش آفرینی و توجه آمریکا به این منطقه دشوار به نظر می رسد چرا که حالا حضور آمریکا در این منطقه از مقبولیت بالاتری برخوردار است. از طرف دیگر، گرچه گروه های چپگرا دستاورد چندانی در انتخابات نداشتند اما هنوز به عنوان نیرومند ترین و عمده ترین و محبوب ترین جریان سیاسی در آمریکای لاتین مطرح هستند. بنابراین، پیروزی مجدد چپگرایان در انتخابات ریاست جمهوری نه تنها دور از ذهن نیست بلکه قدرت گیری این نیروها با توجه به کاهش محبوبیت و ناکامی سیاسی دولت های راستگرا یک احتمال واقعی و قوی است. بنا براین، کشورهای آمریکای لاتین شاهد افزایش نفوذ ایران در آینده خواهند بود اما در مقابل حکومت ایران برای افزایش نفوذ در این منطقه بایذ تلاش مضاعفی انجام دهد.

[1]
Bozorgmehr Sharafedin: «Rouhani, embarking on second term in Iran, asks Europe not to side with Trump", 3/8/2017. http://cutt.us/1nDxi
[2]
Guest contributor: «Iranian Venezuelan Cooperation: Dictatorships Win, People Lose", JAN 31, 2017. http://cutt.us/1nDxi
[3]
Mark P. Sulliva, June S. Beittel: “Latin America Terrorism Issues”, Congressional Research Service, December 15, 2016. http://cutt.us/0d08c
[4]
Ibed.
[5]
امل مختار: «فعالیت رو به گسترش» آیا ایران توان حفظ منافع خود در آمریکای لاتین را دارد؟» (نشاط متنامٍ: هل تستطيع إيران الحفاظ على مصالحها في أمريكا اللاتينية؟) ۳۰/۹/۲۰۱۶. سایت مرکز المستقبل.http://cutt.us/sz6Ax
[6]
محمد فهمی: «الشرق الاوسط» پرونده فساد ایران در آمریکای جنوبی را بررسی می کند. («الشرق الأوسط» تفتح ملف العَلاقات الإيرانية المشبوهة في منطقة أميركا الجنوبية). روزنامه الشرق الاوسط. ۱۴/۸/۲۰۱۶.http://cutt.us/xmp7t
[7]
نجاح علی: گوشزد نمایندگان اصولگرا به احمدی نژاد: قوانین و موازین شرعی را رعایت کن. ۱۲/۳/۲۰۱۳. سایت العربیه نت. http://cutt.us/DbeJs
[8]
Clemens Wergin, «Iranian missile base in Venezuela in planning phase", 13/5/2011, Die Welt newspaper, Germany. http://cutt.us/dfCPq
[9]
Guest contributor: op.cit,.
[10]
«Argentina: Macri Abolishes Iranian Immunity against AMIA Bombing Charges", 20/7/2016, Asharq Al - Awsat. http://cutt.us/0EJLi
[11]
Matthew Levitt: «On Bombing Anniversary, Iran Still Engaged in Illicit Activity", The Washington institute, Washington: July 19, 2017.http://cutt.us/do7os
[12]
سایت ایلاف: آرژانتین از ایران خواست یک مقام این کشور را تحویل دهد.21/10/2016. http://cutt.us/IUCU6
[13]
غسان عبد القادر: «معمای سفارت ایران در نیکاراگوئه: سکوی حرکت به سمت آمریکای لاتین؟» (لغز السفارة الإيرانية في نيكارغوا: منصة انطلاق نحو أميركا اللاتينية؟). سایت ۱۴ مارس. ۱۵ جولای ۲۰۰۹.http://cutt.us/GJFeu
[14]
امل مختار:‌«گسترش نفوذ ایران در آمریکای لاتین»( المد الإيرانيّ في أمريكا اللاتينية). شماره اکتبر ۲۰۱۱. مجله مختارات ایرانیه. مرکز مطالعات سیاسی و استراتژیک الاهرام. قاهره.
[15]
حسین مجدوبی: «ایران جای کشورهای عربی را در آمریکای لاتین می گیرد». (إيران تحل محل العالم العربي في أمريكا اللاتينية). روزنامه القدس العربی. ۶ فوریه ۲۰۱۷.
[16]
محمد فهمی: منبع سابق.
[17]
بر اساس شاخص مبارزه با پولشویی "بازل" ایران پرریسک ترین کشور از نظر فعالیت های پولشویی در جهان است.
[18]
The U.S. Department of the Treasury: «Export Development Bank of Iran Designated as a Proliferator", 22/10/2008, US Department of Treasury. http://cutt.us/JK7AH
[19]
رومن د. اورتیز: «فعالیت ایران در مکزیک و کشورهای حوزه کارائیب: ایجاد سکوی استراتژیک برای انتقال به آمریکا». (إيران في المكسيك ودول الكاريبي: بناء منصة استراتيجيَّة باتجاه الولايات المتحدة). ۳۱/۱۰/۲۰۱۱.http://cutt.us/OEWXX
[20]
محمد عبد الفتاح: «ایران از طریق کانال نیکاراگوئه به افزایش نفوذ در آمریکای لاتین می پردازد» (إيران تمدّ نفوذها إلى أمريكا اللاتينية عبر قناة نيكاراغوا).10/9/2016. http://cutt.us/ttjna
[21]
امل مختار: منبع سابق.
[22]
Valentina Gimenez: «Inside HispanTV, Iran's new Spanish - language channel, International Center for Journalists, February 08, 2012.http://cutt.us/E0ztJ
[23]
برای اطلاعات بیشتر به پوشش زنده شبکه «هیسپان تی وی» در لینک http://cutt.us/bxDLR و نیز مشاهده فیلم و سریال های ایرانی دوبله در این شبکه و برنامه های ضبط شده هدفمند به زبان اسپانیایی مراجعه شود. این برنامه ها در کانال هیسپان تی وی» در یوتیوب به نمایش گذاشته شده اند.
[24]
پایگاه خبری بوابه العین: برزیل، تظاهرات اعتراضی به سفر نماینده رهبر ایران که متهم به فعالیت های تروریستی است. ۲۷ جولای ۲۰۱۷.http://cutt.us/UQr5r
[25]
سفر و مشاهدات مستقیم نویسنده پژوهش در پایتخت های آمریکای لاتین و ارتباط با اعضای این مراکز.
[26]
امانوئل اتولنگی و امیر توماج‌: «برخی وزرای کابینه روحانی به اتهام فعالیت های تروریستی تحت پیگرد نهادهای بین المللی هستند». روزنامه الشرق الاوسط. ۱۱/۲/۲۰۱۶.http://cutt.us/aMoY
[27]
آنتونیو مورا: « آتشفشان جوشان سیاسی ونزوئلا». البیان. ۶ اوت ۲۰۱۷.http://cutt.us/DC8xp
[28]
Victoria L. Henderson, Joseph M. Humire and Fernando D. Menéndez: «CANADA ON GUARD: Assessing the Immigration Security Threat of Iran, Venezuela and Cuba", SFS Policy report No.1, JUNE 2014. http://cutt.us/FNioK
[29]
« تعداد بیشتری از هسته های حزب الله در آمریکای لاتین که تحت پوشش ونزوئلا فعالیت می کنند شناسایی شد» (بغطاء فنزويلي.. كشف المزيد من خلايا حزب الله في أمريكا اللاتينية)، 26 يناير 2016. http://cutt.us/TMi1V
[30]
Matthew Levitt: » 7 Hezbollah’s Criminal Networks: Useful Idiots, Henchmen, and Organized Criminal Facilitators", 25/10/ 2016, Center for Complex Operations. http://cutt.us/cKlHN

دیدگاه‌ها (0) فرستادن دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

You may use these HTML tags and attributes:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

x
تطبيق مركز پژوهش های ایرانی خلیج عربی
مركز پژوهش های ایرانی خلیج عربی
حمل التطبيق من المتجر الان